تبليغاتX
گل و تگرگ

گل و تگرگ

...قصه ي من و غم تو

به نام خدا

سلام

ناگهان از تصور آنکه

دلت برایم تنگ شده باشد،

دلم ضعف می رود!

... 
چه آرزویی بالاتر از اینکه

تو عاشقم باشی...!

چترت را ببند سری به كلبه بارانی ام بزن كمی زیر باران دیدگانم خیس شو و اگر مجالی برای همنوایی بود كمی با من همنوا شو...

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت14:15توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت23:8توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام


.

.

.

همیشه از این قسمت داستان متنفر بودم؛

فراری بودم؛

ولی باشه...

تو بُردی.

بیشترین اشکای زندگیم مال تو بوده ،فکر نکنم تا آخر عمرم کسی به گَردت برسه...

باشه،

تو بُردی...


+نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت0:0توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام


...

گریه منم ، ابر تویی

درد منم ، صبر تویی

بارش بی وقفه منم

                            ای دل بی قرار ِ من ...


"مازیار فلاحی-جاودانگی"


پ.ن : چقد خوبه که موزیک وبلاگم درست شد!

+نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت23:56توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام

 


 

 

 

هیچ دلی عاشق و دچار مبادا

عاقبت چشم، انتظار مبادا

 

می روی و ابرها به گریه که برگرد!

چشم خداوند اشک بار مبادا

 

تشنه لبی مست رفته است به میدان

این خبر سرخ ناگوار مبادا!

 

تشنه لبی مست رفته است به میدان

آینه با سنگ در کنار مبادا

 

تشنه لبی مست رفته است به میدان

وعده دیدار بر مزار مبادا

 

تشنه لبی مست رفته است به میدان

تشنه لب مست بی قرار مبادا

 

شیهه اسبی شنیده می شود از دور

شیهه اسبی که بی سوار مبادا

 

این طرف آهو دوید، آن طرف آهو

دشت در اندیشه شکار مبادا

 

وسعت دشت است و وحشت رم اسبان

غنچه سرخی به رهگذار مبادا

 

زندگی سبز و مرگ سرخ مبارک

دشت پر از لاله ،بی بهار مبادا

 

عالم کثرت گشوده راه به وحدت

هیچ به جز آفریدگار مبادا!


" فاضل نظري‌ "


پ.ن : كاش يكي به سامي دخت ميگفت نرو!


+نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت18:3توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام

به نظرتون اين نقاشي چه معني اي ميده؟


+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت23:49توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام


دور ا دور عاشقت شدم
دور ا دور نگرانت بودم
دور ا دور عشق ورزیدم

و خود نمیدانستی که
نگاههای گاه و بی گاه و بی تفاوتت
سوژه ای برای تفسیر بود
که شب تا به صبحم را رویایی می کرد

و حال..

عاشق شدن و عشق ورزیدنت به دیگری را
دور ا دور میبینم
و از همین دور
میمیرم...


مهسا فرجامی

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت21:33توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام

...

ديروز 5 امين سالگرد روز دردناك از دست دادن مادربزرگم بود.

اگه واسش يه فاتحه بخونيد، ممنون ميشم!

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت10:58توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام


فقط اومدم بگم عيد همتون مبارك!

ان شاءالله از خدا عيدي هاي خوب بگيرين!

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت15:12توسط ژاله | |

به نام خدا

سلام


+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت20:41توسط ژاله | |